1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

ترور در پاریس

.



هرآن که باد بکارد به‌ناچار طوفان درو خواهد کرد!

حادثۀ تروریستی پاریس در دفتر مجلۀ شارلی ابدو که منجر به قتل عده‌ای و مجروح شدن عده‌ای دیگر از کارکنان این مجله گردید و سایر ترورها در اینجاوآنجای پاریس، یک‌بار دیگر تلنگری بود به اعصاب اروپائیان بخوابی عمیق فرورفته که با همۀ زنگ‌های خطر سال‌ها و ماه‌های اخیر همچنان اصرار داشته‌اند و دارند که انشاله گربه است. همچنان با هر حادثه‌ای از این دست چند روزی سرگرم شده و احیاناً شاخ‌وشانه‌ای کشیده‌اند و تمام‌شده است تا حادثۀ بعدی. غافل از اینکه این رشته سردراز دارد و اسلامی رادیکال، توسط متعصب‌ترین جوانان مسلمان که برای دفاع از ناموس اسلام حاضر بهر گونه جنایت و در عین حال ریسک شخصی هستند، در سرزمین‌هایشان عملاً و علناً ریشه‌ای دوانده است سخت محکم و گسترده. سلول‌های مرگی که یافتنشان آسان نیست، اسلام رادیکالی که هستی جهان به‌اصطلاح متمدن و هر آنچه به آن تعلق دارد را با استفاده از لوازمی که دموکراسی این کشورها در اختیارشان می‌گذارد، هدف قرار داده است. این حوادث متأسفانه و به گمان من، تنها نوک کوه یخ عظیم و هولناکی هستند که حرکت آن ممکن‌ست روزی هستی این قارۀ بی‌نظیر (که می‌شود آن را موزۀ تاریخ جهان نامید) را به خطر بیاندازد.

همه میدانیم که آزادی بیان و آزادی مطبوعات هیچ‌گاه از مقوله‌های قابل‌فهم برای مذهبیون رادیکال اسلامی نبوده است. از آن روزی که خمینی سلمان رشدی را به دلیل نوشتن آیه‌های شیطانی مهدور الدم اعلام کرد و در فتوایی دستور قتل او را صادر نمود (اگرچه که خوشبختانه این فرمان به قتل در مورد او با وجود تعیین جایزه برای سر او در همین یکی دو سال گذشته توسط جانشینان خمینی تا به امروز به نتیجه دلخواه ملایان تهران نرسید ه است) اما به‌هرحال تقاصش را هیتاشی ایگاراشی مترجم ژاپنی کتاب، ناشری نروژی، ناشری ایتالیائی، وون گوگ فیلم‌ساز هلندی مدتی بعد دادند. در همان روزها جمعیتی هیستریک در ترکیه برای یافتن و قتل عزیز نسین مترجم کتاب به زبان ترکی به خیابان‌ها ریختند و هزاران نسخه از کتاب را سوزاندند و سی‌وهفت نفر در این حادثه قتل‌عام شدند. در پاکستان و بنگلادش به همین ترتیب و در نقاط دیگر. اما جهان متمدن خیلی به‌سادگی از همۀ این جنایت‌ها گذشت و البته تنها در حمایت از سلمان رشدی روابط انگلستان با جمهوری اسلامی ظاهراً برای مدتی دچار تشنج گردید.

اما ابتدای این بیداری اسلام رادیکال بازهم به عقب‌تر برمی‌گردد به فاجعه‌ای که هر ایرانی آن را با گوشت و پوست خود در این سی و اندی سال لمس کرده است و داغ آن بر جسم و جان هر ایرانی که به انسانیت و حیثیت و کرامت انسانی معتقد است، حک‌شده است. خلق هیولایی که خود اروپا و امریکا در آن سهمی عظیم داشته‌اند. داستان از آنجائی شروع می‌شود که ملائی گمنام توسط همین کشورها به‌صورت یک ناجی آسمانی و فرشتۀ نجات به چنان شهرتی می‌رسد که دیگر فلک جلودارش نیست.

فرانسه بایستی آنگاه‌که این موجود دروغ‌گوی تشنۀ انتقام سیه‌دل را در زیر درخت سیب به الوهیت می‌رساند و آنگاه‌که ماری را این‌چنین مستانه می‌پروراند به فکر عواقب آن نیز بود. آن‌همه بوق و کرنا، آن‌همه گارد و اسکورت، شهر کوچکی در زیر تسلط او و یارانش قرار گرفت. دسته‌دسته دست‌بوسان و پابوسان او با دست و دل‌بازی فرانسوی‌ها دررفت و آمد مدام بودند، خارجی‌ها نیز مانند خود ایرانیان مسخ‌شده، او را به اوج رساندند و سرانجام در یک هواپیمای فرانسوی، تکیه داده بر بازوان یک خلبان فرانسوی برای به آتش کشیدن جان و مال مردمانی قدوم نامبارکش بایران رسید و هم‌وطنان همیشه درصحنه و بی‌خرد و دهان‌بینمان نیز خوشبختانه هیچ کم نیاوردند و نقش کریه او را در ماه دیدند و موی پیامبر به‌عنوان معجزۀ امام تازه خلق‌شده از لابه‌لای اوراق قرآن سر درآورد و بسیاری شخصاً آن را دیدند!

طبعاً گفتن از قصۀ غصه‌های پرتاب شدن ملتی و مردمی، به لطف جهان آزاد و به همت خود هم‌وطنان، به جهنمی هولناک شاید در این هیاهوی تراژیک حتی انسانی نباشد، چراکه بسیاری از کشته‌شدگان حوادث پاریس کمترین دخالتی در سیه‌روزی ایرانیان نداشته‌اند که بسیاری از آنان حتی جان درراه آزادی به‌طور اعم و آزادی بیان به‌طور اخص داده‌اند. طبیعی است گردانندگان مجله شارون ابدو و دیگران در اینم ورد گناهی نداشتند و ندارند – و هیچ ایرانی مصیبت کشیده و زخم‌خورده‌ای نیز از این اتفاقات خوشحال نمی‌شود- اما شوربختانه رسم روزگار چنین است؛ گنه را گو کند گوساله پیچد.

آن روزهایی که دسته‌دسته نظامیان شجاع و میهن‌پرست ما و صاحب‌منصبان عالی‌رتبه و خدمت گذارمان و پاسبانان و سربازان و زنان و مردان ما را به دستور خمینی یا به جوخه‌های اعدام می‌سپردند و یا در خیابان‌ها شقه می‌کردند، صدایی به طرفداری از این بی‌گناهان از جهان متمدن شنیده نشد و برعکس روشنفکران فرانسوی و صاحب نامان آمریکائی همچنان در رسای خمینی قلم‌فرسائی و سخنوری کردند، بعضاً حتی او را از قدیسین دانستند. فرانسه می‌بایستی آن زمانی که خبرنگارش در سلول زندان بجای مصاحبه، امیرعباس هویدا را محاکمه می‌کرد از شرم بر خود می‌پیچید.

در همۀ آن سال‌های وحشتی که به دستور رژیم ده‌ها ایرانی وطن‌پرست و آواره را در خیابان‌های شهرهای اروپائی بی‌رحمانه به قتل می‌رساندند و یا در خانه‌هایشان گاه مثله می‌کردند، دولت‌های اروپائی به دلیل ارتباطات اقتصادی که با جمهوری اسلامی داشتند همه را نادیده می‌گرفتند و حتی قاتلان را خود فراری می‌دادند. شاهزاده شهریار شفیق، ژنرال اویسی، شرافکندیها، برومندها، بختیارها، فرخزادها، وووو نمونه‌های این بی‌انصافی‌های جهان متمدن هستند. جهانی که حاضر است وجدانش را به دلار و یورو بفروشد، حقیقتاً جهان ترسناکی است. و امروز سایه‌های پروبال این هیولا تا دورترها، آن‌طرف دریاها به همانجائی رسیده است که در زیر درخت سیبش رشد و نمو کرد و کم کمک قصد دارد نفس را در سینه‌های انسان‌های آندیارها نیز خفه کند. شاید کتابی که میشل ولبک که یک روز پیش از فاجعۀ پاریس بیازار آمد پر هم بد نگفته باشد. کتاب میشل ولبک بنام ” تسلیم ” که هنوز به بازار نیامده جنجال بپا کرد.

آن‌گونه که هفته‌نامۀ لوپوان چاپ فرانسه در مورد این کتاب می‌نویسد در این کتاب نویسنده مجسم می‌کند که در سال دو هزار و بیست و دو رژیمی اسلامی بر فرانسه حاکم و شخصی بنام محمد بن عباس رهبری این کشور را به عهده گرفته است و دانشگاه سوربن به دانشگاهی اسلامی تبدیل‌شده و برای تدریس در این دانشگاه باید حتماً مسلمان بود، همۀ قوانین اسلامی است و تدریس قرآن جزو دروس اجباری است. لوپوان می‌افزاید نگاه نویسنده به این مسئله نگاهی ساده‌لوحانه به اسلام و اسلام‌گرائی نیست بلکه خواننده را با پرسش‌هایی روبرو می‌کند آزاردهنده مثلاً فرض کنید که اسلامی کردن فرانسه با مزایای زیادی همراه باشد و مثلاً پول‌های عربستان به کشور سرازیر شود و به بحران‌های اقتصادی بسیاری پایان دهد. حقوق آموزگاران به لطف کشورهای ثروتمند کنارۀ خلیج‌فارس چند برابر شود، ناآرامی‌های حومه‌های شهرها فروکش کنند و کمک به خانواده‌های کم‌درآمد به مقدار زیاد افزونی یابد. آیا این شدنی است؟ لوپوان به طنز اضافه می‌کند که "این رمان ممکنست خوانندۀ فرانسوی راحتی تشویق به پذیرفتن اسلام کند بالأخص که تنها با ایراد چند کلمه به‌راحتی می‌توان مسلمان شد"!

مسئله به‌ظاهر به نظر بیشتر بیک شوخی می‌ماند و یا تراوشات مغزی پریشان و مجنون. در حال حاضر شاید چنین چیزی به نظر بعید بیاید اما با پی گیری روند خزندۀ جنبش‌های اسلامی در اروپا و در سراسر جهان، آن‌هم از نوع رادیکال آن در این سال‌ها، و ریشه دواندن آن به‌صورت تصاعدی در همه‌جا، به حقیقت پیوستن این خواب آشفته و تخیلی چندان هم بعید نیست؛ و جهان آزاد نشسته است و نظاره می‌کند و برای زمانی شوکه می‌شود ولی بازهم ازآنجاکه هنوز هم کاملاً درک آن را ندارد که بکنه فاجعه پی ببرد و به ریشه‌ها بپردازد، با این مشکل مانند تروریسم موضعی و موقتی روبرو می‌شود و تصورش را هم نمی‌کند که ممکنست این ساده‌نگری منتهی به فاجعه‌ای بس عظیم‌تر گردد. مسئله با ” من شارلی” هستم قابل‌حل نیست، با شمع روشن کردن و یک دقیقه سکوت کردن نیز نمی‌توان به این معضل پاسخ داد، شوربختانه اروپا بایستی منتظر جنایاتی بس تکان‌دهنده‌تر از این‌ها باشد و عکس‌العمل‌های آنان که به‌شدت از هرچه اسلام است منزجر شده‌اند و نمونه‌های آن را همین امروز نیز می‌توان در کوچه و خیابان‌های شهرهای اروپا دید و از عاقبتش ترسید.

اما در میان همۀ این‌ها، ما ایرانیان نیز همچنان در خم یک کوچه مانده‌ایم و مبهوت به این پدیدۀ شوم سوغات دیگران اما پیاده شده به دست خودمان در کشورمان می‌نگریم و حیرانیم و سخت در انتظاری بی‌عمل که این نرمش قهرمانانۀ ملایان و کرنش ساده‌دلانۀ آقای اوباما به بهانۀ صلح‌دوستی چه دسته‌گل تازه‌ای برایمان به ارمغان خواهد آورد.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…